تبليغاتX
ایالت خود مختار نمکپاش







تلخند:عشق اینترنتی(سی دی دوم) 

 

خوب تا اونجا گفتیم که دختر و پسره چاخاناشونو تحویل هم می دن و با هم قرار می ذارن.حالا بذارین یکم از چاخانا بگم...مثلا خانم غذای مورد علاقه ش نون چاییه ، می گه غذای مورد علاقه من پیتزا با گوشت فیله نهنگ جنگلهای آمازونه . یا چه می دونم آقا خواننده مورد علاقه ش ام کلثومه می گه من فقط آهنگای دی جی آنتونیو باراباسو گوش می دم.حالا این اسمارو از کجاشون در میارن؟من می دونم ولی خوب نیس بگم از کجاشون.خلاصه قراره رو با هم می ذارن و باز میان با هم می چتن و این به اون می گه خیلی گیجم بی تو هیچم و اون به این می گه بی تو می میرم مثل پیچک دورت می پیچم و الاماشاالله ، تا می رسن به قرار حضوری...

می رسن به قرار حضوری و دادن مشخصات...دختره به پسره می گه من پوستم سفیده با بینی کوچیک سربالا که تازه یه ماهه عملش کردم و لب و دهن غنچه ای و قد بلند و چه می دونم موهای بلوند جگری ( آخه تو نمی دونی دختره چه جیگریه ) و مانتو شلوار مشکی مایل به قرمز. پسره هم می گه من رنگ پوستم نقره ای مایل به سبزه ( احتمالا کپک زده ) با قد بلند و عینک ریبن پلیس گربه ای و بلیز شلوار هفت رنگ . بعد هر کدوم می رن تو فکر که حالا این لباساتو از کجا جور کنیم . ولی از اونجایی که ایرانی همیشه سرافرازه و مغزش خوب کار کرده...

خلاصه روز قرار می رسه و آقا با یه شاخه گل میمون و خانم با یه شاخه گل رز زرد می رن سرقرار . آقاهه مادربزرگ دختره رو می بینه که اومده سرقرار...در حقیقت یه چیز سیاه پشمالو می بینه به قاعده رطیل که لباس تنش کردن و اگه احیانا لباساش سیاه باشه تو شب گم می شه و یه ایران نمی تونن پیداش کنن.خانمه هم از اون طرف یه نون سنگکی رو می بینه با بیدرسود ( لباسکار سرتاسری ) که خدایی هفت رنگه . از رنگ غذا بگیر تا رنگ روغن ترمز ماشین و رنگ شاش بز که معلوم نیست این آخری از کجا اومده . و اینجاس که می زنن به تیپ هم : که تو به من دروغ اغفالی گفتی و چه می دونم تو منو به دروغ اغفال کردی و از این حرفای استرس آور و بعدشم از هم جدا می شن و خانم می مونه و گل رز و دنیای اینترنت وآقا و گل میمون و آیدی دخترونه...تا باز هر کدوم یکی رو گیر بیارن و این بازی رو سرش پیدا کنن.

********

خوب...بریم سراغ برندگان مسابقه قبل...
این دفه هم دوتا برنده داریم:
برنده اول ما شلم شورباس که به نکته ظریفی اشاره کرده(البته همچینم ظریف نیست اگه ازدواج کنین می بینین زیادم ظرافت نمی خواد):

نويسنده: شلم شوربا
جمعه 10 شهريور1385 ساعت: 5:11
جواب مسابقت :
اینها همش کار خداست!!!!دست من و تو نیست که!!!
مگه میشه گوشت کوب رو تو تلمبه کرد؟ یا آب رو مگه میشه قلمبه کرد؟!!! نه که نمی شه/ پس یه حکمتی توش هست که آب تو تلمبه س و گوشت کوب قلمبه س....تازشم اگه آب تو تلمبه نبود که من وتو و این همه ادم / از کجا می اومدیم؟ از گوشت کوب ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟هان؟هان؟هان؟ ...
 
برنده دوم ما هم میناس که بنده خدا هنوز تو فاز مسابقه قبلی س و دنبال غلطای املایی می گرده:
نويسنده: مینا
جمعه 10 شهريور1385 ساعت: 10:0
فقط عمووووو plizo غلط نوشتی درستش میشه PlZ
 
********
و اما...
و اما لیدیز اند جنلتمن...اتیچییییییییینگ بیت...اتنشن...که مسابقه مون داره شروع می شه...هری آپ که غفلت موجب پشیمانی است:
سوال این آپ اینه:
چرا با اینکه این همه سال ما فهمیدیم کلاغه اشتباه کرد که دهنشو باز کرد(و روباهه تونست پنیرشو بدزده)ولی خود کلاغه هنوزم که هنوزه سالی یه بار این دهنشو باز می کنه تا شعر بخونه واسه روباه؟
********
و اما عکس این آپ:
اینم یه عکس از بریتنی که البته در حین کنسرت گرفته شده(یعنی آمادگیشو نداشته):
 
 خوشگلا باید برقصن...
********
خ.ن.ب.د.ز۱:دلم واسه بچگی تنگ شده...چرا ما تا وقتی بچه ایم می خوام زودتر بزرگ شیم.ولی وقتی بزرگ شدیم می ریم تو کف بچگی؟؟؟
خ.ن.ب.د.ز۲:این عکس این هفته یه ساعت بیشتره که منو معطل کرده.نمی دونم سرعت من پاییه یا ایراد از سایتشه
خ.ن.ب.د.ز۳:ایضا ای داد و بیداد...
خ.ن.ب.د.ز۴:...س نگو گالیور نقشه ها رو رد کن بیاد
خ.ن.ب.د.ز۵:"خ.ن.ب.د.ز۴"رو که خوندین نگین نمکپاش چقدر بی ادبه.خودتم مث منی آ.تازه بدتری.من فکر خودمو ناقص نوشتم ولی تو تونستی فکر ناقص منو بخونی.حالا کی بی ادب تره؟
خ.ن.ب.د.ز۶:به قول یکی از بچه ها : 
کم اوردی؟سوت بزن
خ.ن.ب.د.ز۷:دیگه فقط طنز سیاسی و اجتماعی منتقدانه نوشتن ارضام نمی کنه.شایدم یه مدته حالم گرفته س. نمی دونم.فقط بدونین خیلی التماس دعا دارم.
خ.ن.ب.د.ز۸:می گم آ...این پسر عمه ما رفت مگه...حالا من فکریم()وقتی این پسر عمه ما بره پیش کعبه کعبه بره پیش کی و ایضا وقتی بره به شیطان سنگ بزنه شیطان بره به کی سنگ بزنه؟.مکه رفتنم شده کلاس.
خ.ن.ب.د.ز۹:"جرج برنارد شاو پدر"(یه پدر و پسر بودن اسم هر دوشون جرج برنارد شاو بود)می گه : ای وای بحال ما اگر مسلمانها این حجی را که می روند معنی اش را بدانند و وای به حال مسلمانها اگر معنی این حجی را که می روند ندانند.
خ.ن.ب.د.ز۱۰:اگه جمله بالا جمله بندی درستی نداشت بخاطر این بود که دقیقا ترجمه فارسیشو گذاشتم یعنی دست نزدم به جمله بندیش.
خ.ن.ب.د.ز۱۱:یه سایت واسه آپلود تصویر می خوام.اگه کسی سراغ داره معرفی کنه لطفا.ممنون.
 
تعداد نظرات:۱۶۷
تایپ شده به انگشت نمکپاش در شنبه بیست و سوم مهر 1384 | موضوع:

تلخند:عشق اینترنتی(سی دی اول) 

سلام.

راستش این مطلب یکی از مطلبای خیلی قدیمی منه که تو وبلاگ قبلیم نوشته بودمش ولی چون مطلب قشنگی بود و خیلی از خوانننده ها که نه خیلی از شما دوستای جدید من نخونده بودینش گفتم ارزش دوباره نوشتنو داره.در ضمن چون یه مقدار طولانیه دو قسمتی آپش می کنم.این شما و اینم مطلب این دفه...

جالبه...دیگه نه لازمه هول کمیته رو بزنی ، نه لازمه اعصابتو خرد کنی تا از ترافیک فرار کنی ، نه حتی لازمه تیپ بزنی و کلی گریس و رنگ روغن بزنی به موهات . فقط یه پنجره رو باز می کنی ، یوزر و پسووردو می زنی و می ری تو دنیای بی انتهای وب . قربونش برم الانم که دیگه فرهنگ ما ایرانیا چنان توسط دولتمردان ساخته شده که هیچ کسی از اینترنت استفاده الکی نمی کنه . نه کسی دنبال فیتلر شکنه ، نه دنبال سایتای عکس دار باحال(شما بخونید سایتای آموزشی آمیزشی)...هممون فقط می ریم تو دنیای مجازی اینترنت تا با دوستای مجازی تر از خودمون بچتیم و این یعنی استفاده علمی و بهینه و غیر ابزاری از اینترنت.چون اولا : وقتمون تلف نمی شه که بخوایم تیپ بزنیم و بریم با هزارتا بدبختی از ترافیک بگذریم و نه لازمه پول بنزین بدیم به این ماشینا که کنارشون از این خط سبزا دارن.از این ماشینا که بالاشون یه چراغ دارن مث چراغ آمبولانس . البته آمبولانس نیستن آ...چون آمبولانس آدما رو از مرگ فراری می ده ولی این ماشینا آدمو با سرعت می برن طرف شهر مردگان.بگذریم...می ریم تو این دنیاهه و اگه آیدی مون پسرونه باشه که هیچیوهر چی بنویسیمHi...Hello...Asl pliz...اسم من آلفرده شما چی؟...هیچکی جواب نمی ده ولی...ولی اگه آیدی دخترونه باشه خدا بده برکت.بسکه ارزش خانوما تو این مملکت رفته بالا همه می ریزن سر آیدیمون تا بلکه این چیز با ارزشو تصاحب کنن.حالا بگذریم از اینکه اگه پسره اسمش خیرالله باشه می گه اسمش خاویره و اگه دختره اسمش بلقیس باشه می گه باربارا(آخه می دونین چیه؟می گن یه مرد کوری زن گرفت. یه مدت که گذشت زنه بهش گفت : حیف که کوری و نمی تونی ببینی من چقدر خوشگلم.مرده گفت : والا به قول خودت من کورم و نمی بینم ولی تا اونجا که عقل من می رسه اگه تو خوشگل بودی چشم دارا تو رو می گرفتن و به من کور نمی رسیدی).آره خلاصه آخر قضیه اگه هر دوشون شانس بیارن و بتونن چاخاناشونو واسه همدیگه قابل قبول کنن ، با هم قرار می ذارن...

"خوب اگه گفتین جمله بعدی چیه؟هان؟نمی دونین؟معلومه دیگه جمله بعدی اینه:

لطفا سی دی دو رو تا می تونین فشار بدین داخل دستگاه"

********

مرسی از استقبال فراگیر شما از مسابقهو اما برنده مسابقه و جوایش...
این مسابقه ما دو تا برنده داشتحال کنین جوابارو.به عنوان جایزه هم لینکشونو تو وبم اعلام می کنم تا معروف بشن(بفرما هندونه).


 

نويسنده: شب دریا
يکشنبه 5 شهريور1385 ساعت: 14:30
سلام
خیلی با حال بود
 
 
نويسنده: HeLiYa
دوشنبه 6 شهريور1385 ساعت: 0:10
سلام جالب بود و سنگین
بخ منم سر بزن
بای
 
 

و اما سوال مسابقه این هفته اینه:
چرا آب تو تلمبه س؟چرا گوشت کوب قلمبه س؟

********

و اما عکس این دفه:

ببین حیوونا هم از این کارا می کنن آ

********

خ.ن.ب.د.ز:ای داد و بیداد...

تعداد نظرات:۱۷۷

تایپ شده به انگشت نمکپاش در شنبه نهم مهر 1384 | موضوع: