دارا انار دارد
در دستهایش امروز سارا تفنگ دارد
با دشمنان دارا او قصد جنگ دارد
هنگام جنگ دادیم صدها هزار دارا
هم کوچه های ایران مشکین ز اشک سارا
سارا لباس پوشید با جبهه ها عجین شد
در فکه و شلمچه دارا به روی مین شد
صدها هزار سارا چشمی به حلقه در
از یک طرف و دیگر چشمی ز خون دل تر
**********
در آن زمانه رفتند صدها هزار دارا
در این زمانه گشتند صدها هزار دارا(پولدار)
دارای آن زمانه بی سر درون کرخه
سارای این زمانه در کوچه با دوچرخه
در آن زمانه سارا با جبهه ها عجین شد
در این زمانه ناگه چادر لباس جین شد
با چفیه ای که گلگون از خون صد چو«دارا»ست
سارا خود را برای جلب نظر بیاراست
آن مقنعه بیفتاد جایش فوکل در آمد
سارا به قول دشمن از اُملی در آمد
«دارا» و گوشواره حقا که شرم دارد
در دستهایش امروز او بند چرم دارد
با خون و چنگ و دندان دشمن ز خانه راندیم
با ماهواره اما در خانه اش کشاندیم
جای شهید اسم خواننده روی دیوار
آنها به جبهه رفته اینها شده طلبکار...
********** ********** ********** **********
پیامهای تبریک عید پیام تبریک یک قزوینی : همسرم حمید جان ، سال عید نوت را یک سبد سی دی ( حالا چرا CD ، نکته معما همین جاست ببینید CD ها چی دارن که گلا ندارن ) به تو تبریک می گویم . همسرت : علی!!!!!
پیام تبریک یک ترک : همسرم ( اسمتو نمی گم چون ممکنه نامحرم ببینه ) مبارک باشه ( علتشو نمی گم چون ممکنه نامحرم ببین ) باشد که همیشه کنارم باشی ( جاشو نمی گم چون ممکنه نامحرم ببینه ). همسرت : گضنفر
پیام تبریک یک لر : عزیزوم فاطومه جان ، تنها پیا ( مرد ) ی زندگانی من ، دونی ( می دونی ) که چم ( چقدر ) دوستت دارم هان ؟ نمدانی ( نمی دانی ) باشید ( باشه ) بهرحال مبارکه . همسرت : احسان
پیام تبریک یک عرب : همسرم سکینه جان ، عینی ( عزیزم ) انی رایت گربتا ( یه گربه دیدم ) و یاد تو خورد تو سرم . همیشه یادتم ، تا آخرش کنارتم . راستی هر موقع رسید بهم خبربده . بچه هم که اومد ( به دنیا اومد ) برام پستش رو بفرست ( پستش کن ) مواظب باش تو آخن ( یکی از شهرهای آلمان ) گم نشی . همسرت : عبدالواحد
پیام تبریک یک کرد : همسرم کاک ( برادر ) جان سفیده ( سپیده ) ، یه دنیو ( یک دنیا ) رازقی با راز عشق برای تو . می بوسم دو چشمتو ، می پوسم ز دست تو . عیدت مبارک بمونه . کاش خوش باشی همیشه . همسرت : یاشار
و بالاخره پیام تبریک یک ... اِوا همسر خوبم آوا . چشامو بستمو خواب تو دیدم... اِوا ، رو لبهام طعم لبهاتو چشیدم... اِوا . دوستت دارم با کلی از این گلای خوشبو . اِوا خدا مرگم بده . مطلبم طولانی شد ، الانه که چشمای نازت خسته بشن . می بویمت و می بوسمت . همسرت : کیانوش
ته نوشت:آقا نگین تکراریه خودم می دونم.اینا بهترین مطالب امسال بود که می تونستم بعنوان مطلب آخر سال بنویسم.بخونین که دقیقا همونا نیست.یه مقدار فرق دارن.عید همتون مبارک.ایشالا با نمکپاش صد ساله بشین.می بوسمتون.البته برای اینکه ما ایرانی هستیم و پیرو یه سری مسائل خواهرا رو از نزدیک می بوسم و آقایون رو از راه دور.می بینمتون...
تعداد نظرات:۹۲

تایپ شده به انگشت نمکپاش در شنبه بیست و هفتم اسفند 1384 | موضوع: