
|
|
سی واقعیت پنهان زندگی(سی دی اول) ۱-چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟
2-چرا مردها همیشه خوشحالند؟
3-چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟
4-اگر یک مرد و یک زن با هم از یک ساختمان 10 طبقه به پایین بیفتند کدامیک زودتر به زمین میرسد؟
5-شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟
6-ورزش کنار دریای آقایون چیست؟
7-به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟
8-فرق بین نرخ اوراق بهادار با مردها در چیست؟
9-خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟
10-دو دلیلی که مردها به مسائل کاری خود فکر نمی کنند
11-در آمریکا به یک مرد باهوش و با استعداد چه می گویند؟
12-اگر آقایون هم باردار می شدند آنوقت
13-آیا شنیده اید که مردی مدال طلای المپیک را از آن خود ساخت؟
14-یک وضعيت غير قابل كنترل چیست؟
15-برای درست کردن پاپ كُرن به چند مرد نیاز است؟ ******** خوب یه سریم بریم واسه عکس این سری تا بعد... ******** خ.ن.ب.د.ز۱:این آپ این دفه دو قسمتیه آ...کسیم صاحبش نشه لطفا... تعداد نظرات:۱۱۸ قصه موبایل دار شدن این خواهر ما آفا این موبایل دار شدن خواهر ما هم برای ما دردسری شده... اولا بگم که این خواهر من خیلی بابایی تشریف داره به عبارت دیگه دختر باباس.از اونا که باباهه براش می میره.آره خلاصه.دم دمای زمانی بود که خرو که می زدن تو سرش موبایل دار می شد.نمی دونم چی شد که خدا زد تو سر این خواهر ما که گفت من می خوام موبایل بخرم و البته از اونجایی که خیلی هم بابایی تشریف داشت بابای ما گفت که نصف پول موبایلشو می ده...البته در این قسمت منظور سیم کارت می باشد که به اشتباه موبایل قید شده است...با عرض پوزش... خلاصه این واسه سیم کارت ثبت نام کرد و رفت واسه خریدن گوشی که از اینجا مکافات ما شروع شد... این خانم به ما دستور داد که انواع و اقسام گوشی رفقا رو بیاریم تا ببینه و اگه پسندید بخره... یه مدت که گذشت و ما هزار تا گوشی ردیف کردیم واسه ش خانم فرمود که:"من دولت تعین می کنم.من به پشتیبانی این بابا گوشی نو می خرم.من تو دهن این دست دوم فروشا می زنم" خلاصه...باز خانم دستور فرمودن که بریم و کاتالوگای گوشیای مختلف رو براشون بیاریم.حالا اگه گفتین به پشتیبانی کی؟؟؟باباش... ما هم بخاطر اینکه شب تو خیابون نخوابیدم رفتیم و کاتالوگ انواع گوشی و براش گرفتیم و اوردیم.از من بدبخت تر این داماد بیچاره مون بود که بنده خدا از ترس لنگه کفش آبجی بزرگوارمون رفت و عکس و قیمت و مشخصات انواع گوشیا رو برای این خواهرمون پرینت گرفت و اورد...و راستش مکافات ما هم از همین وقت شروع شد...یعنی از دو روز بعدش... دو روز بعد خواهر ما اعلام کرد که من می خوام گوشی نوکیا سری 6260 رو بخرم.ما هم گفتیم خدا پدر این دختر بابای رو بیامرزه که بالاخره گوشیشو انتخاب کرد و شرش کم شد...ولی نگو که این شروع مکافات ما بود. این خواهر ما از وقتی که عکس 6260 رو دید و انتخابش کرد هر گوشی دیگه ای می دید اونو شکل 6260 می دید... -ا...این گوشیه چقدر شبیه شست و دو شسته فقط در اون می چرخه در این نمی چرخه... -ا...این گوشیه رو نگا من فکر کردم شست و دو شسته فقط مونیتورش کوچیکتره شست و دو شست... - این گوشیه رو نگا نمکی چقد شبیه شست و دو شسته فقط رنگش فرق داره... -ا...نمکی جون...این گوشیه رو ببین...ا...داداش...مگه این شست و دو شست نیست؟؟؟پس چرا روش نوشته سی و سه ده؟؟؟ حالا البته هنوز این سیم کارتش واگذار نشده و هنوز گوشی رو هم نخریده و این قصه هنوز سر دراز دارد. ******** بریم سراغ عکس این سری که بعدش یه مقدار حرف دارم...
******** خ.ن.ب.د.ز۱:یه خبر جالب که فکر کنم شما هم دوست داشته باشین بشنوین: آدمـک آخــرِ دنيــاست، بخند... تعداد نظرات:۱۳۴ |
|