تبليغاتX
ایالت خود مختار نمکپاش







سی واقعیت پنهان زندگی(سی دی اول) 

۱-چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟
الف:به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند
ب:چون خانمها اصلا چیزی به اسم وجدان ندارند

2-چرا مردها همیشه خوشحالند؟
الف:چون آدم های بي خيال فقط می خندند
ب:چون یه موجود به اسم همسر کنارشونه که با کاراش باعث خنده شون می شه

3-چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟
الف:زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد، مردها همان جا قرار دارند
ب:چون کلی باید تو وجود زنها گشت تا به روان پاکشون رسید

4-اگر یک مرد و یک زن با هم از یک ساختمان 10 طبقه به پایین بیفتند کدامیک زودتر به زمین میرسد؟
الف:خانم، چرا که آقا راه را گم می کند
ب:چون سر خانمها خیلی سبک تره

5-شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟
الف:شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیز برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد
ب:خیلی خیلی کوتاه و مفید می تونن تاثیر گذارترین حرفها رو بزنن

6-ورزش کنار دریای آقایون چیست؟
الف-هر موقع خانمی را در بیکینی می بینند شکم هایشان را تو می دهند
ب-وقتی شنیدن یه خانم می گه:"ویلا با ژیلا" تا ویلا بدون

7-به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟
الف:با استعداد
ب:خانم به توان چهار

8-فرق بین نرخ اوراق بهادار با مردها در چیست؟
الف:نرخ اوراق بهادار رشد می کند
ب:ارزش اوراق بهادار ممکنه پایینم بره ولی ارزش آقایون فقط بالا می ره

9-خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟
الف:من می تونم کارمو بهتر از این انجام بدم
ب:بذار یه چیزی هم بسازم که اینا باهاش بازی کنن

10-دو دلیلی که مردها به مسائل کاری خود فکر نمی کنند
الف:1) فکري ندارند 2) کاری ندارند
ب:1)باید کارای زنشونو انجام بدن 2)باید خراب کاریای زنشونو درست کنن

11-در آمریکا به یک مرد باهوش و با استعداد چه می گویند؟
الف:توریست
ب:مجرد

12-اگر آقایون هم باردار می شدند آنوقت
الف:خدمات پزشکی در مغازه های خواروبار فروشی هم ارائه می شد
ب:خانما بلا استفاده می ماندند

13-آیا شنیده اید که مردی مدال طلای المپیک را از آن خود ساخت؟
الف:او بعدا آنرا برنز رنگ کرد
ب:و آنرا توی حلق همسرش فرو کرد؟

14-یک وضعيت غير قابل كنترل چیست؟
الف:144 مرد در یک اتاق
ب:صد و چهل و چهار زن و یک مرد در اتاق

15-برای درست کردن پاپ كُرن به چند مرد نیاز است؟
الف:سه تا، یک نفر ماهیتابه را بر روی گاز نگه میدارد و دو نفر دیگر گاز را تکان میدهند تا گرما به تمام سطح ماهیتابه برسد
ب:یه نفر به خانم خونه دستور می ده چه کاری باید بکنه و بیست نفر که خراب کاریای خانم خونه رو درست کنن

********

خوب یه سریم بریم واسه عکس این سری تا بعد...

بابا ماشینه تختخواب دونفره که نیس 

********

خ.ن.ب.د.ز۱:این آپ این دفه دو قسمتیه آ...کسیم صاحبش نشه لطفا...
خ.ن.ب.د.ز۲:در مورد اون قضیه ازدواج خواهر و برادره یه سری اطلاعات دقیقتر به دستم رسیده وقتی مطمئن شدم ازشون بهتون می گم...از قبیل شهرشون و اسمشون و این چیزا...
خ.ن.ب.د.ز۳:یه وبلاگ هس... کتابچه کارتون آیناز کاریکاتورای قشنگی طراحی می کنه...واقعا قشنگ. البته سعی نکنین باهاش چت کنین...اونقدر کار داره که حتی فرصت سرخاروندن نداره.بهرحال کاراش خویه.
خ.ن.ب.د.ز۴:سوتی جدید عادل فردوسی پور:کشتی گیر صد و بیست کیلوگرم تیم ملی فوتبال کشورمون
خ.ن.ب.د.ز۵:مایع ظرفشویی با طعم سیب،هلو،موز رسید
خ.ن.ب.د.ز۶:اگه نفهمیدین"خ.ن.ب.د.ز۵"چی شد دوباره بخونین.
خ.ن.ب.د.ز۷:شنیدین بعضی وقتا باید واقعا تو یه موقعیت خاص باشی تا معنی واقعی یه جمله رو بفهمین؟؟منم دیروز تازه به معنی واقعی جمله پر محتوای"وای از درد بی کسی"پی بردم...دیروز سرکار بودم که دستشوییم گرفت(گلاب به روتون و روم به دیوار و اینا رو دیگه خودتو بگین...حفظین دیگه؟)رفتم دستشویی...تو موقعیت خاص تفکر عمیق بودم که رو دیوار دستشویی...بعله...همون جمله پرمحتوا رو دیدم و معنی واقعیشو اونجا بود که فهمیدم

تعداد نظرات:۱۱۸

تایپ شده به انگشت نمکپاش در شنبه بیست و نهم مهر 1385 | موضوع:

قصه موبایل دار شدن این خواهر ما 

 

آفا این موبایل دار شدن خواهر ما هم برای ما دردسری شده...

اولا بگم که این خواهر من خیلی بابایی تشریف داره به عبارت دیگه دختر باباس.از اونا که باباهه براش می میره.آره خلاصه.دم دمای زمانی بود که خرو که می زدن تو سرش موبایل دار می شد.نمی دونم چی شد که خدا زد تو سر این خواهر ما که گفت من می خوام موبایل بخرم و البته از اونجایی که خیلی هم بابایی تشریف داشت بابای ما گفت که نصف پول موبایلشو می ده...البته در این قسمت منظور سیم کارت می باشد که به اشتباه موبایل قید شده است...با عرض پوزش...

خلاصه این واسه سیم کارت ثبت نام کرد و رفت واسه خریدن گوشی که از اینجا مکافات ما شروع شد...

این خانم به ما دستور داد که انواع و اقسام گوشی رفقا رو بیاریم تا ببینه و اگه پسندید بخره...

یه مدت که گذشت و ما هزار تا گوشی ردیف کردیم واسه ش خانم فرمود که:"من دولت تعین می کنم.من به پشتیبانی این بابا گوشی نو می خرم.من تو دهن این دست دوم فروشا می زنم"

خلاصه...باز خانم دستور فرمودن که بریم و کاتالوگای گوشیای مختلف رو براشون بیاریم.حالا اگه گفتین به پشتیبانی کی؟؟؟باباش...

ما هم بخاطر اینکه شب تو خیابون نخوابیدم رفتیم و کاتالوگ انواع گوشی و براش گرفتیم و اوردیم.از من بدبخت تر این داماد بیچاره مون بود که بنده خدا از ترس لنگه کفش آبجی بزرگوارمون رفت و عکس و قیمت و مشخصات انواع گوشیا رو برای این خواهرمون پرینت گرفت و اورد...و راستش مکافات ما هم از همین وقت شروع شد...یعنی از دو روز بعدش...

دو روز بعد خواهر ما اعلام کرد که من می خوام گوشی نوکیا سری 6260 رو بخرم.ما هم گفتیم خدا پدر این دختر بابای رو بیامرزه که بالاخره گوشیشو انتخاب کرد و شرش کم شد...ولی نگو که این شروع مکافات ما بود.

این خواهر ما از وقتی که عکس 6260 رو دید و انتخابش کرد هر گوشی دیگه ای می دید اونو شکل 6260 می دید...

-ا...این گوشیه چقدر شبیه شست و دو شسته فقط در اون می چرخه در این نمی چرخه...
حالا این گوشیه ایکس شیشصد و چهل سامسونگ بود اون شست و دو شسته اصلا نوکیاس...

-ا...این گوشیه رو نگا من فکر کردم شست و دو شسته فقط مونیتورش کوچیکتره شست و دو شست...
حالا این یکی هم سونی اریکسون مدل کتابی بود با مونیتور سه متری...

- این گوشیه رو نگا نمکی چقد شبیه شست و دو شسته فقط رنگش فرق داره...
حالا این یکی هم اصلا آ هشتصد سامسونگ بود با مونیتور سیاه و سیفد معروف و کوچولوش

-ا...نمکی جون...این گوشیه رو ببین...ا...داداش...مگه این شست و دو شست نیست؟؟؟پس چرا روش نوشته سی و سه ده؟؟؟
این یکی که اصلا توضیح نداره واسه دادن یعنی به عبارت دیگه توضیحی ندارم بدم در مورد این یکی...

حالا البته هنوز این سیم کارتش واگذار نشده و هنوز گوشی رو هم نخریده و این قصه هنوز سر دراز دارد.
راستش سه تا مو رو سرم مونده که دارم شدیدا ازشون حمایت و مواظبت می کنم که وقتی خواهرم خواست برای خرید موبایل بره اونا رو هم تقدیم کنم...

********

بریم سراغ عکس این سری که بعدش یه مقدار حرف دارم...

عشق خودتو پیدا کن 

********

خ.ن.ب.د.ز۱:یه خبر جالب که فکر کنم شما هم دوست داشته باشین بشنوین:
ازدواج برادر با خواهر
طبق اخبار رسیده برادری قرار است با خواهر خود ازدواج کند.
به گزارش شبکه خبری عرب نیوز یک پسر ایرانی از خواهر خود خواستگاری کرد.بنا به گزارش رسیده قرار است این ازدواج عجیب وغریب در یکی از محضر خانه های یکی از شهرهای بزرگ ایران ثبت شود.
طی مصاحبه ای که خبرنگار شبکه خبری عرب نیوز با این پسر انجام داده این پسر عشق شدید خواهر و برادری را دلیل اصلی این کار عنوان کرده و خاطر نشان کرد تاریخ این ازدواج دقیقا سیصد و شست روز دیگر است و این مدت به اصطلاح با هم نامزد می باشند
خ.ن.ب.د.ز۲:آخرالزمان که می گن همینه بچه ها؟؟؟
خ.ن.ب.د.ز۳:بچه ها این قضیه واقعی می بود باشد آ
خ.ن.ب.د.ز۴:یه شعره که خودم خیلی دوستش دارم...واسه شما هم می ذارمش(شعره رو می گم بابا):

آدمـک آخــرِ دنيــاست، بخند...
آدمـک مـرگ هـمين جاست، بخند...
آن خـدايي که بـزرگش خوانـدي
به خـدا، مثـل تـو تنهـاست، بخند...
دستخطي کـه تـو را عاشـق کرد
شوخـيِ کاغــذي ماسـت، بخند...
فکر کن دردِ تـو ارزشـمند است
فکر کن گريـه چـه زيباست، بخند...
صبحِ فردا به شبت نيست که نيست
تـازه انگار کـه فـرداسـت، بخند...
راستـي آنچـه بـه يــادت داديم
پَر زدن نيست کـه درجاسـت، بخند...
آدمــک نغمــهء آغــاز نخوان
به خــدا آخــر دنيـاست، بخند ...
خ.ن.ب.د.ز۵:فعلا دنیا در امن و امانه فقط یه چیزی...دلم خیلی واسه
منگلا تنگ شده ولی اوضاع اونا برعکس دل منه انگار که اصلا آپ نمی کنن
خ.ن.ب.د.ز۶:اینو یادم رفت باید اول می گفتم.
اشگول رو که یادتونه؟؟؟دیگه وبلاگ نمی نویسه.تسلیت می گم بچه ها
خ.ن.ب.د.ز۷:یه خبر دیگه اینم باید اول می گفتم.من گفتم اشگول وبلاگ نمی نویسه بجاش سایت زده از این به بعد نوشته های اشگولو می تونین تو سایت
خوابزده ببینید
خ.ن.ب.د.ز۸:آمار نظرات داره میاد پایین آ... حالا من مخرجم فراخه  شما چتونه؟
خ.ن.ب.د.ز۹:وبلاگ نویسا...تنبل شدین آ...یه مدته خیلی دیر به دیر آپ می کنین بازم به این نمکپاش
خ.ن.ب.د.ز۱۰:یه چیز دیگه...وبلاگ
نمکپاش یک مال خودمه که معمولا مطالبی رو که قشنگن توش آپ می کنم.نیازی هم به نظر دادن نداره.بهرحال مطالب دزدی رو اونجا می ذارم.
خ.ن.ب.د.ز۱۱:اگه می خواستی یه عروسک بخری و اسمشو بذاری نمکپاش...اون عروسک چه شکلی بود.لطفا جواب بده...و لطفا بدون تعارف و رودربایستی.مرسی

تعداد نظرات:۱۳۴

تایپ شده به انگشت نمکپاش در سه شنبه هجدهم مهر 1385 | موضوع: