
|
|
تفاوت زن و مرد(سی دی دوم) تلفن: آدرس يابي: پذيرش اشتباه: فرزند: لباس شيك پوشيدن: شستن لباسها: عروسي: اسباب بازي: گل و گياه: سبيل: اسامي مستعار: پرداخت صورتحساب ميز: پول: بگو مگوها: ******** بریم ببینیم عکسو حالا تا بعد...
******** من قهرم:اوضاع مداحی کشور خیلی افتضاح شده.یا شعرای چرت و پرت می گن.با جوری مداحی می کنن که انگار دارن از دوست دخترشون حرف می زنن.یا ترانه دزدی می کنن.اینا قطره ای هستن از دریای شروورایی که به اسم مداحی به خورد ملت می دن. ******** خ.ن.ب.د.ز۱:بچه هایی هستن که خیلی به من لطف دارن.مث فاطمه و روم به دیوار...بی ادبیه...توت فرنگی و حورایی از اونا و همه دوستایی که اینقدر به من لطف دارن و سر می زنن ممنونم.دست همه تونو می بوسم.دست آقایونو از دور و دست خانما رو برای حفظ شئونات اسلامی از نزدیک تفاوت زن و مرد(سی دی اول) آينده: موفقيت: روابط: ازدواج: بلوغ: فيلم كمدي: دست خط : حمام: خواروبار: بيرون رفتن : گربه: آينه : "لطفا سی دی دوم رو درون دستگاه اینقدر فشار نده دیگه اه...خودم سی دی رو می ذارم به وقتش ******** بریم سراغ عکس این سری...
******** من قهرم:یادمه یه سری ایران خودرو بعد از عمری التماس تونست اجازه ساخت " صندلی پژو۲۰۶ " رو از فرانسه بگیره.وقتی اولین سری رو ساخت شرکت پژو سریعا این اجازه رو لغو کرد.گفت صندلیهایی که ایران خودرو ساخته استاندارد و مناسب دویست و شیش نیست...یه سری کاپوت یه پیکان وانت هشتاد و پنج رو باز کردم.خوب یادمه که تمام جنتا(شلنگای رابط) و کلمسا(گیره دور شلنگ رابط) از پلاستیک خشک بودن.طوری که وقتی جنت کاربراتور رو کشیدم و خواستم بزنم سرجاش ترک خورد و تو دستم شکست...اینست خودروی ملی. ******** خ.ن.ب.د.ز۱:احمد تنها خور تلخند:دختر دختر ترشی بابا(سی دی دوم) دختر خانم شهرستانی وقتی تو دانشگاه تهران قبول می شه اولش باباش نمی ذاره بره دانشگاه.هی می گه:"دختر تهران پر از گرگه...تو رو چه به تهران...می خورنت این گرگا.بمون همینجا...آخه تو قیافه ت به دانشگاه می خوره؟...حیف صندلی که تو پرش کنی...قلمراد دیگه نمی تونه صبرک کنه زنش شو بعد هر غلطی خواستی بکن."دختره هم که طبق معمول فیلمای ایرانی:"بابا ترو خدا بذار برم.بخدا من فقط می خوام درس بخونم" و بالاخره آخرشم:"اگه نذاری برم خودمو می کشم".و اینطوری می شه که راه می افته می ره وسط گرگا... روز اول تا یه پسرو می بینه اصلا نمی بینه...چون سرش پایینه. یه مدت دیگه که گذشت وقتی یه پسر خوشگلو می بینه راهشو طرف اون کج می کنه...نگاه کردن که اشکالی نداره. یه مدت بعدش می فهمه که اگه یه پسر ازش جزوه درسی خواست نباید فرار کنه.چون باباش اونو نمی بینه. یه مدت دیگه که گذشت می فهمه که اگه یه پسر اومد بهش شماره بده...اگه ازش شماره گرفت باباش نمی فهمه.پس شماره اولین پسرو می گیره و صد البته که زنگ نمی زنه.اونکه نیومده پسر بازی کنه.اومده درس بخونه.شماره رو هم فقط بخاطر این گرفت که جلوی دوستاش کم نیاره. یه مدت بعد می فهمه تلفن بازیم کار بدی نیست انگار.ایندفه که شماره گرفت به پسره زنگ می زنه و تبدیل می شه به "خانم دوست دختر" زمان می گذره و می فهمه که یه جایی به اسم مکان و خونه خالی وجود داره که توش...آررره... یه مدت دیگه که گذشت می فهمه که پسره سرکارش گذاشته...پس می ره و باهاش دعوا می کنه و گریه و زاری و...بعدشم می ره سراغ دوست پسر بعدی. یه مدت بعد می فهمه که می شه پسرا رو دوشید.از این گرفت و اونو خر کرد و خرج زندگی رو در اورد.پس یاد می گیره که چطوری پسرا رو بدوشه. دانشگاه داره تموم می شه...باباهه خوشحاله که دخترش تو تهرانی که پر از گرگه سالم مونده و تازه داره خرج خودشم در میاره تازه ماشین و موبایلم گرفته...ولی نمی دونه دخترش بخاطر اینکه خوراک گرگا نشه خودش تبدیل به گرگ شده. ******** حالا بریم سراغ عکسه تا ببینیم دنیا دست کیه:
******** من قهرم:بدترین خاطره زندگی تو تا حالا چی بوده؟اینکه از بابات خواستی برات سیم کارت بگیره و قبول نکرده؟اینکه خواستی بری جشن تولد دوستت و مامانت قبول نکرده؟یا از دست دادن یه عزیز؟ ******** خ.ن.ب.د.ز۱:از این آپ یه بخش جدید گذاشتم تو وبم به اسم "من قهرم" که هر چی می خوام تو این بخش می گم.خوندنش برای هیچکس اجباری نیس.ولی خوشحال می شم اگه بخونین و نظر بدین.لطفا نظرات این قسمت رو جدی و جدا از نظر بقیه مطالب بذارین.مرسی. ...احساس می کنم تو قصد تحقیر داشتی. خوب اینم نظر یه دوستمه ولی باید یه سوال بپرسم ازش.منو چن ساله که می شناسی؟تا حالا به کسی توهین کردم؟حتی به کسایی که بدترین فحشا رو تو نظرات به من دادن،چون من طنز سیاسی می نویسم.در ضمن.اصلا فکر کن قصد تحقیر داشتم.آره.یه همچین کسی لیاقت تحقیر رو نداره؟کسی که همه زندگیش شده داشتن یه دوست پسر که باهاش سیزده بدر بره خونه...آره عزیزم.اگه من می گم همچین کسی رو تحقیر نکردم چون حتی لیاقت تحقیرم نداشته. ...چرا همه فکر می کنن دهاتی خر و ساده هستن خوندین؟اولا که من نه گفتم دهاتیا خرن و نه گفتم ساده ن.تو گفتی.پس اونی که مسخره شون کرده من نبودم تو بودی عزیزم نويسنده: ققنوس
پنجشنبه 12 بهمن1385 ساعت: 8:9
سلام.من آپ کردم.سر بزن.
بازم میام.تو هم بیا.میبینمت... ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() خوب فکر کنم همه تون با امضای"بازم میام.تو هم بیا.می بینمت..."آشنا هستین.امضایی که با نمکپاش متولد شد.با اولین نمکپاش(این وبلاگ سومین نسل نمکپاشه).و فقط آرشیو من دو سال سابقه امضا رو ثابت می کنه.چه برسه نه نسل اول و دوم نمکپاش.بگذریم.همون دوستی که این نظرو تو وبش دیده بود رفته بود با کسی که این امضا رو نوشته بود پایین متنش صحبت کرده بود که این امضای فلانیه.جالب اینکه ققنوس اومد به وب من و این نظرو برام گذاشت.بخونین: نويسنده: ققنوس
جمعه 13 بهمن1385 ساعت: 12:35
سلام.
![]() فاطمه گفت چی گفتی.چرا فکر می کنی دارم از تو تقلید میکنم؟؟؟؟ ![]() این امضا همیشه مال من بوده تو چرا ورش داشتی؟؟؟؟![]() خوشم نمیاد یکی امضای منو داشته باشه.یا تو کنار بکش یا من. در ضمن منضورم از بعضیها تو نبودی .یکی بود که فاطمه نمیشناسدش.می خواستم اون ببینه.بای. ![]() ![]() خوشحال می شم اگه یه لطفی بکنین و بهش یادآوری بکنین که این امضا اول مال کی بوده.لینکشو گذاشتم.لطفا مثل همیشه منو شرمنده کنین.مرسی.انشالا جبران کنم.قربون بند کفش همه تون شقایق درد من یکی دوتا نیست شقایق اینجا من خیلی غریبم شقایق آخرین عاشق تو بودی دویدیم،دویدیم و دویدیم شقایق جای تو دشت خدا بود تلخند:دختر دختر ترشی بابا(سی دی اول) دخترا تا بچه ن...البته الان که دختر بچه پیدا نمی شه ولی بهرحال.تا وقتی ده سالشونه عزیز بابان ولی...
از ده سالگی که رد کرد فکر می کنه خیلی خوشگله.فکر میکنه خیلی خوش هیکله.وقت مفیدی که جلوی آینه می گذرونه یه دفه زیاد می شه.فقط زنگ تلفن می تونه از جلوی آینه تکونش بده.البته هنوز به اون صورت چیزی بلد نیست ولی خوب...کم کم یاد می گیره.مگه همه از اول همه چیزو بلد بودن؟ به دبیرستان که می رسه کم کم یاد می گیره چطوری سبیلشو بزنه و ابروهاشو از حالت جارویی به حالت پارویی تغییر بده و بعدشم کم کم یاد می گیره چشماشو از دو طرف اینقدر ادامه بده که بزرگ به نظر بیاد...بگی نگی یه ذره پنکک و یه خرده ریمل و یه سر سوزنش رژ لب...تا خوشگلتر به نظر بیاد.تو این سن بیچاره پسری که از دختر خانم قصه ما ساعت بپرسه.ساعتو که نمی فهمه هیچ...چن تا فحش جدیدم یاد می گیره. آقای روستایی چون زمین کشاورزیش خرج زندگی زن و بچه ش رو نمی ده اون یه کف دست زمینو می فروشه و دست زن و بچه ش رو که تا حالا مرد غریبه جز نوک دماغشون چیزیشونو ندیده می گیره و میاد کجا؟؟؟ آفرین...میاد تهران... دختره کم کم می بینه نه...یه خبرایی هس تو تهران...دخترا همینطوری الکی الکی خوشگل نیستن.یه کارایی انگار می کنن.بعد می فهمه ااااااااااه...انگار غیر از سرخ آب و سفیدآب و چه می دونم حنا و این چیزا یه چیزی به اسم پنککم وجود داره...و یه چیزی به اسم پودر و یه چیزی به اسم ماتیک و فلان و فلان...کم کم یه چهار تا دونه مو از وسط ابروهاش برمی داره و دوتا از سمت راست و سه تا از سمت چپ...یه مدت بعد چادر تبدیل می شه به مانتو و مانتوئه به مانتو کوتاه و رنگ روشن و شلوار برمودا و مقنعه می شه شال...کم کم یاد می گیره شکمو بده داخل و سینه رو بده جلو و صندوق عقبو بزرگتر نشون بده...لبا قرمز می شه و یه کف دس پودر و بگی نگی یه ذره م مانتوئه نازک می شه جوری که دیگه لباسای زیرش به عرضه عمومی می رسه... می گذره تا وقتی که یه شب که باباهه داره شام می خوره می بینه یه خانم خوشگل خوش هیکل از در اتاق میاد داخل.از زنش می پرسه:زن امشب مهمون داریم؟ خانم خونه م جواب می ده:مهمون کدومه آقا...این موشالا دوختر خودته...ببین چه خوشگل شده...و اینجاس که باباهه و دختره می زنن به تیپ هم و باباهه شروع می کنه دعوا کردن و دختره م ساکت نمی شه و حداقلای زندگی رو تو سر باباهه می زنه...باباهه هم که نمی تونه اونا رو برای دخترش تهیه کنه چیزی نمی گه و دختره م ایندفه با مجوز رسمی بابایی راه می افته و می ره بلکه بلیط بخت آزماییش برنده بشه...که تو همون قدم اول دوم و با همون ماشین اولی که سوارش می کنه بلیطشو گم می کنه ولی چون راه برگشت نداره همینجور می ره جلو تا یه زن خیابانی دیگه به زنای خیابانی کشور ادامه بشه. "این داستان همچنان یه سی دی دیگه داره که حالا بعدا می گم بخونین ******** حالا بریم سراغ عکسمو تا بعد ببینیم چی می شه:
******** خ.ن.ب.د.ز۱:وبلاگ پیشی کوچولوی عزیزم هک شد.خدا بیامرزدش.بخدا واسه پیشی بیشتر از وب خودم ناراحت شدم.امیدوارم بتونه پسش بگیره. ...من فقط به یه دلیل این کارو کردم چون می خواستم یکی از همونایی که میخواستی بکشی طرف خودتو نتونستیو بهش نشون بدم که فقط اون نیست که ... خوب...خوندین؟نخود مغزو سنجیدین؟من هیچی نمی گم بهش...دوست ندارم کسی از دستم ناراحت باشه.پس حتی جوابشو هم نمی دم.ولی واسه اینکه حسن نیتمو ثابت کنم نظرشو می ذارم که همه بخونن.البته این همه نظرش نبود.نظرش خیلی طولانی بود.راستش اصلا دوست ندارم بهش توهین کنم.چون مطمئنم یه سوء تفاهم پیش اومده.پس لطفا اگه کسی به اسم میعاد می شناسین برین باهاش چت کنین و بهش بفهمونین که اشتباه گرفته.جدا باید تیمارستانو باز می کردم |
|