تبليغاتX
ایالت خود مختار نمکپاش







CLOSED 

close
 
بخاطر فیلترینگ در
 
 
بیشتر استانها
 
 
 
به این آدرس منتقل
 
 
 شد:
 
 
 
 
 
 
Cry
 
 
 
 
در ضمن همین الانم وب جدیدم با عنوان پسر ایرونی آپ شده و منتظره
تایپ شده به انگشت نمکپاش در دوشنبه سیزدهم فروردین 1386 | موضوع:

تلخند:اینجا ایران است 

ایران تنها جاییه که توش می شه با کمال نجابت هرزگی کرد
ایران تنها جاییه که توش "احمق" و "خفه شو" فحشه ولی پدرسگ و مادرفلان فحش نیست و موقع شوخی گفته می شه
ایران تنها جاییه که توش یه تاجر تا وقتی معروف نشده موفقه
ایران تنها جاییه که مردمش وقتی می خوان برن تفریح و گردش و پیاده روی سوار ماشین می شن
ایران تنها جاییه که بچه های زیر هجده سالش فیلمای منهای هجده نگاه می کنن و آدم بزرگاش برنامه کودکان
ایران تنها جاییه که فوتبالیستاش بخاطر گل زدن به تیم سابقشون از خوشحال غش می کنن
ایران تنها جاییه که پیر و جوونش همه دنبال فیلمای زبان اصلی هستن ، فقط بخاطر سانسورای مسجد ایران...ببخشید وزارت فرهنگ ایران
ایران تنها جاییه که هر چی مسئولش بیشتر رشوه بگیره بیشتر و زودتر ارتقا شغلی می گیره
ایران تنها جاییه که دانشگاهش جای دختر(یا پسر)بازیه
ایران تنها جاییه که سالن مطالعه ش مخصوص حرف زدن با موبایله
ایران تنها جاییه که پارکش مخصوص موتور سواریه
ایران تنها جاییه که چمنش جای آتیش روشن کردنه
ایران تنها جاییه که درختش مخصوص تاب بازیه
ایران تنها جاییه که وقتی شیر رفت جاش گرگ نشست و یه روباه تو نوبته که جای گرگ بشینه(نکته کنکوری
)
ایران تنها جاییه که روباهش مصلحت نظامشو تشخیص می ده

ایران تنها جاییه که روباه و کفتار و گربه جزو خبرگانش هستن
ایران تنها جاییه که وقتی دو نفر(دختر و پسر)با هم آشنا می شن می رن تو گذشته همدیگه می گردن که ببینن مثلا وقتی پسره سه سالش بوده مادر بزرگش اونو بوسیده یا وقتی دختره دو سالش بوده داییش لپشو کشیده
و بالاخره ایران تنها جاییه که با این همه بدی و در حقیقت گندی که داره خاکش عزیزه و همه مون عاشقشیم

پس می زنیم پیک اولو به سلامتی خاک ایران
پیک دوم به سلامتی سه تن : ناموس و رفیق و وطن
پیک سوم به سلامتی سه کس : غریب و سرباز و بی کس
پیک چهارم به سلامتی روباهی که داره سعی می کنه جای ببر بشینه...ببری که خودش جای شیر نشسته(نکته کنکوری
)
پیک پنجم سلامتی گاو...نه بخاطر گاو بودنش ، که بخاطر اینکه هیچوقت نمی گه "من".همیشه می گه"ما
"
پیک شیشم سلامتی همه نامردا...که اگه نبودن مردا مشخص نمی شدن

پیک هفتم سلامتی فائزه رفسنجانی...که اگه نبود دبی ورشکست می شد
پیک هشتم ... هیییییی کجایی بابا؟آب شنگولی از خودت نیست شنگولی که از خودته.بسه بابا.پاشو کاسه کوزه تو جمع کن.بخاطر همینه وضع ایران اینجوریه دیگه

با تشکر از دوست عزیزم جواد

********

خوب بریم سراغ عکس تا بعد:

اینجا هم ایرانه 

********

من قهرم:چه شکری خوردم تو مطلب قبل گفتم یه سال تکراری دیگه داره شروع می شه.خدا خواست منو شرمنده کنه و از تکرار مکررات جلوگیری کنه بخاطر همین مادربزرگمو کشت.البته نه اونجوری...ولی بهرحال کشت.خدا بیامرزدش.

********

خ.ن.ب.د.ز۱:نسل مادربزرگامم مث نسل پدربزرگام منقرض شد.
خ.ن.ب.د.ز۲:عجب عیدی.روز یکم فروردین مادربزرگه رفت.بازم خدا بیامرزدش
.
خ.ن.ب.د.ز۳:اگه مطلب این سری یه مقدار خالی از طنز بود شرایط روحی منو درک کنین و به بزرگی خودتون ببخشین
.
خ.ن.ب.د.ز۴:لطفا یه فاتحه بخونین براش.البته مدیون نیستین ولی اگه بخونین خوشحالم می کنین
.
خ.ن.ب.د.ز۵
:
خاکم به سر ، ز غصه ، به سر خاک اگر کنم

خاک وطن چو رفت ، چه خاکی؟چه خاکی به سر کنم
افسوس کلاه نیست وطن ، تا کز سرم برداشتند
فکر کلاهی ... کلاهی دگر کنم
مرد آن بود که این کله اش(Kolah Ash) بر سر است و من
نامردم ار که بی کله (Kolah)آنی به سر کنم
من آن نی ام که یکسره تدبیر مملکت
تسلیم هرزه گرد قضا و قدر کنم
زیر و زبر اگر نکنی ، خاک خصم را
ای چرخ زیر و روی تو ... زیر و زیر کنم
جائیست آرزویم اگر ، من به آن رسم
از روی نعش لشکر دشمن گذر کنم
بد هر چه می کنی بکن ای دشمن قوی
من نیز اگر قوی شوم از تو بدتر کنم
من آن نی ام که به مرگ طبیعی شوم هلاک
این کاسه خون به بستر راحت هدر کنم
عشقت نه سرسریست کز سر بدر شود
مهرت نه عارضیست که جای دگر کنم
عشق تو در وجودم و مهر تو در دلم
با شیر اندرون شد و با جان بدر کنم

تایپ شده به انگشت نمکپاش در پنجشنبه نهم فروردین 1386 | موضوع:

سال نو تسلیت 

یک توضیح حیاتی حیاطی:
راستشو بخواین این مطلب قرار بود یکم فروردین آپ بشه ولی چون قراره جای یکی از دوستام برم کشیک مجبور شدم یکی دو روز زودتر آپ کنم.بهرحال شما به نوروزی خودتون ببخشید و به فروردینی قبولش کنین.

پیام تبریک یک قزوینی :
همسرم حمید جان ، سال عید نوت را با یک سبد سی دی ( حالا چرا CD ، نکته معما همین جاست ببینید CD ها چی دارن که گلا ندارن ) به تو تبریک می گویم
همسرت : علی!!!!!

پیام تبریک یک ترک :
همسرم ( اسمتو نمی گم چون ممکنه نامحرم ببینه ) مبارک باشه ( علتشو نمی گم چون ممکنه نامحرم ببین ) باشد که همیشه کنارم باشی ( جاشو نمی گم چون ممکنه نامحرم ببینه ).
همسرت : گضنفر

پیام تبریک یک لر :
عزیزوم فاطومه جان ، تنها پیا ( مرد ) ی زندگانی من ، دانی ( می دونی ) که چم ( چقدر ) دوستت دارم هان ؟ نمدانی ( نمی دانی ) باشید ( باشه ) بهرحال مبارکه .
همسرت : احسان

پیام تبریک یک عرب :
همسرم سکینه جان ، عینی ( عزیزم ) انی رایت گربتا ( یه گربه دیدم ) و یاد تو خورد تو سرم . همیشه یادتم ، تا آخرش کنارتم . راستی هر موقع رسید بهم خبربده(نکته کنکوری) . بچه هم که اومد ( به دنیا اومد ) برام پستش رو بفرست ( پستش کن ) مواظب باش تو آخن ( یکی از شهرهای آلمان ) گم نشی .
همسرت : عبدالواحد

پیام تبریک یک کرد :
همسرم کاک ( برادر ) جان سفیده ( سپیده ) ، یه دنیو ( یک دنیا ) رازقی با راز عشق برای تو . می بوسم دو چشمتو ، می پوسم ز دست تو . عیدت مبارک بمونه . کاش خوش باشی همیشه .
همسرت : یاشار

و بالاخره پیام تبریک یک تهرانی
اِوا همسر خوبم آوا . چشامو بستمو خواب تو دیدم... اِوا ، رو لبهام طعم لبهاتو چشیدم... اِوا . دوستت دارم با کلی از این گلای خوشبو . اِوا خدا مرگم بده . مطلبم طولانی شد ، الانه که چشمای نازت خسته بشن . می بویمت و می بوسمت .
همسرت : کیانوش

********

عکس سال نو:

سال نو تسلیت 

******** 

من قهرم:یه سال گذشت.یه سال کثیف دیگه هم گذشت.برای همه ما.من و تو و ما...
یه سال به عمر همه ما اضافه شد.یه ورق تکراری دیگه رو شد.مال من دو لو بود.دو لوی دل.یه تکرار همیشه تکرار دوباره شروع شد.تا کی تموم بشه و دوباره تکرار بشه.یه سال زشت و کثیف.یه سال که با همه سختیاش سعی کردم با نوشته هام همه رو بخندونم.یه سال که...
فروردین برای من خالی بود.اردیبهشت جشن تولد مرگم بود.یه تکرار همیشه تکرار به دنیا اومد.شما به اسم نمکپاش اونو می شناسین.چن ماه خالی از هر اتفاقی گذشت.گذشت و به تیر رسیدم.تیری که روز تولد وبلاگم بود.نمکپاش یک ساله شد.بازم چن ماه گذشت.رسیدیم به آذر.یه حادثه.آذرم برام سالگرد بود.سالگرد از دست دادن.بازم گذشت.رسیدم به بهمن.از یه رفیق...یه دوست...یه پسر ضربه خوردم.می دونین.به نظر من خیانت دو جوره.یکیش خیانت یه دختر به یه پسر یا برعکسه.حالا که دوست باشن چه نامزد چه زن و شوهر.و دومیش خیانت یه پسر به یه پسر دیگه س...یا برعکس.به نظر من خیانت دوم بدتر از اولیه.و من اینجور بهم خیانت شد.کاری به اصل قضیه ندارم.یه اتفاق بود که افتاد.شاید به نظر اون دوست این کار درست بود.
تو این سه سالی که وبلاگ می نویسم،چه سه نسل نمکپاش و چه علافستان،خیلی چیزا دیدم.خیلی چیزا یاد گرفتم.و خیلی ضربه ها خوردم.غریبه ها برام نزدیکتر از برادر و خواهر شدن...و نزدیکا برام دشمن تر از دشمن.کسایی که فکرشو نمی کردم منو دوست داشتن و ازم حمایت کردن...و کسایی که اونا رو دوست می دونستم...
هر وقت که بیشتر دلم می گرفت سعی می کردم شادتر بنویسم.تا شاید کسی نفهمه که ناراحتم.هر وقت از کسی ضربه خوردم سعی کردم کمتر نشون بدم.همیشه و با همه حرفای ناحقی که تو نظرات بهم می زدن نظراتو باز گذاشتم.دوست داشتم همه بدونن من تو چه جوی می نویسم.و بدونن که به عشق خنده دوستامه که می نویسم.دوستایی که برام عزیزن.بازم لطف کسایی که بهم فحش می دادن.به نظر من اگه کسی بهم فحش می ده حداقل به یادمه...و اگه پشت سرم بد می گه یعنی به من حسودیش می شه.خوب ترجیح می دم بهم فحش بدن ولی فراموشم نکنن.
چیه؟این حرفا از نمکپاش عجیبه؟شاید خیلیا این فکرو بکنن.به این خاطر که اونا فقط نوشته ها رو خوندن.نفهمیدن که یه آدم،یه قلب پشت این نوشته هاس.یه نفر که قلبش به عشق خندیدن دوستاش زنده س.ولی مگه قرار نیست قبل از سال نو خونه تکونی کنیم؟خب منم دارم خونه تکونی می کنم.خونه تکونی دل.اون دوست(یا نادوست)که هیچ.چون هیچوقت بخاطر اون خیانت نمی بخشمش.ولی هر کس دیگه اگه از من ناراحتی یا خدای نکرده کینه به دل داره،خواهش می کنم که بیاد و بگه.آره.درسته.من مقصر بودم.ندونسته می گم مقصر من بودم.هیچ اشکالی نداره.حاضرم از هر کسی که از دست من ناراحته معذرت خواهی بکنم.هر کسی غیر از اون نارفیق.که هیچوقت نمی بخشمش.
سال جدید اومده.روزگار برای من یه دو لوی دیگه رو کرد.واسه شما چی؟مال من یه تکرار همیشه تکرار بود.خوب به قول فروغ:
زندگی کردن
تلف بودن
نطفه ای را پرورش دادن
برای زندگی کردن
و این تکرار تکرار است
هیچکس نفهمید این زن چی گفت،چی کشید، و کی بود.اومد و ایستاد و حرفشو زد و رفت.کاش منم جرات اونو داشتم...

یا حق:دل نمکپاش
۱/۱/۱۳۸۶

خ.ن.ب.د.ز۱:یکی از دوستای قدیمی یه نظری داده آخرت نظر...بخونین:

نويسنده: مهساییییییییی....!!
سه شنبه 22 اسفند1385 ساعت: 11:25
نه من از اون چادرا میخوامممممممممم
نه دیگه من مانتو نمیخوام من از اون چادرا میخوامممممممممممممممم
وای چغذه خوشمل میشه ادماز اینا سر کنه

خوبی خودت
تو خودشو ناراحن نکن باشه
چرا میزنی میگم ناراحن نباش دیگهههههههههههههه
اینارو بیخی چهار شنبه وریو بچسب
چشم مهسا خانم.من خودشو ناراحت نمی کنم.تو هم خودشو ناراحت نکن.باشه؟بازم چشم.چارشنبه وری
رو می چسبم.تو هم بچسب.باشه؟
خ.ن.ب.د.ز۲:نرگس خانم که از دوستای جدید و گلمه یه نظر گذاشته واسه م این هوا...یعنی خیلی هوا که راستش خود نظرش یه مطلبه.ولی خداییش کیف کردم وقتی نظرشو خوندم.با اینکه خیلی طولانی بود ولی ثابت می کرد که با دقت مطلب منو خونده...ولی البته این نرگس خانم قصه ما یه اشتباه خیلی بزرگ مرتکب شده.
محض اطلاع همه اونایی که فکر میکنن من با چادر مخالفم.خانما و آقایون بدونن که مادر من و همه خواهرای من چادرین و من به این افتخار میکنم.افتخار میکنم.چادر حجاب برتره.نپوشیدن چادر هیچ چیزی از نجابت دختر و زن کم نمی کنه ولی پوشیدنش قشنگتره.نظر من اینه.
خ.ن.ب.د.ز۳:سال نو تسلیت
تایپ شده به انگشت نمکپاش در چهارشنبه یکم فروردین 1386 | موضوع: